باغی در صدا

متن مرتبط با «سلامتك» در سایت باغی در صدا نوشته شده است

سلام

  • نیلوبلاگ

    xa0 چندوقت پیش، چند نفس پای حرفهایش نشستم با هر کلامش، حادثه میآفرید، اما قلبش میبارید و نمناک بود. هرچند، دوستانی پیدا کرده بود، زلال و نگاهی به وسعت یک برگ. اما دلش نمیخواست بهزیستی خانهی آخرش باشد، بزرگ شدهی بهزیستی بود. از قدیمیهای آنجا. به خانه که برگشتم، پُر بودم از خالی. سازِ دلم، دیگر کوک نبود. مهتاب که بالاتر آمد، لرزش صدایش در سَرم موج زد. گویی با آسمان، همدست بود. هوا ابر شد، مهتاب رفت و آنوقت سکوتش، آه شد روی کاغذهای سفید دفترم. گوش کن: همچون دانههای گندمی که هر چه بخشکند، باز سبز ...

    ادامه مطلب