
هر سال با آمدن باد پاییزی، زمزمه های زادروزم به گوش می رسد.... که حال، چگونه آبان را جشن بگیریم.... آن قدر پرطمطراق که صدای هلهله مان گوش فلک را کر کند.... آن قدر بخندیم و بچرخیم و برقصیم که کاش اصلا ...
ادامه مطلب
از رشته ی زلف یار تا یک جنون بی قانونxa0 از گام های گرم تا روح پاک دیار خوبانxa0 تو را ای دوست...ای یگانه ترین یار تو را به خانه ی دوست می سپارمxa0 اینجا: خیابان بهار..کوچه ی اردیبهشت...پلاک 15xa0 اینجا تویی و یک آغوش خاطره ی خوشxa0 مبلادت فرخنده مادرم .......
ادامه مطلب