
هر سال با آمدن باد پاییزی، زمزمه های زادروزم به گوش می رسد.... که حال، چگونه آبان را جشن بگیریم.... آن قدر پرطمطراق که صدای هلهله مان گوش فلک را کر کند.... آن قدر بخندیم و بچرخیم و برقصیم که کاش اصلا ...
ادامه مطلب
به نام اوهرکجا هستی باش، من به تو نزدیکمگر تو امروز به سان دل آن لولی بی تاب و ملول، پا به دنیای مه و ابر و فلک، دل در آغوش دل نور و ملک بگذاری،من خدایت گردم ، و تو تنها با منبه سرا تپه ی معراج شقایق برویاندوه نبینم که تو را زار کند !!!!!!!! دل دلدار تو بیمار کند !!!!!!!من تنها و غریب، از تو به میدانمدرد، درد است چه در سایه ی بید، چه در عرش افقتو خدارا دریابورنه این درد که از هر طرفش میخوانی، دل بی تاب دگر تاب نمی آردتو خدا را دریابدرد درمان گردد .....پنجره، فکر، هوا ،عشق ،زمین، تا ابدیت جاری استتو خدا را دریاب ..... ...
ادامه مطلب
از رشته ی زلف یار تا یک جنون بی قانون از گام های گرم تا روح پاک دیار خوبان تو را ای دوست...ای یگانه ترین یار تو را به خانه ی دوست می سپارم اینجا: خیابان بهار..کوچه ی اردیبهشت...پلاک 15 اینجا تویی و یک آغوش خاطره ی خوش مبلادت فرخنده مادرم .......
ادامه مطلب